نمکدان و لطیفه
شغل خواستکاری
یک روز قصابی به خواستگاری دختری می رود. از او می پرسند :((شغلت چیست؟))
جواب می دهد :((مغازه فروشی لوازم یدکی گوسفند دارم))
سوغات جدید
کسی از مسافرت برگشته بود پرسیدند:((از مسافرت چی آوردی؟))
جواب داد:(( تشریف))
اصول حرفه ای
دزد:((باور کنید من بی گناهم قربان))
قاضی:((برای بی گناهی ات شاهد هم داری؟))
دزد:((نه آخر من هیچ وقت موقع دزدی با خودم کسی را نمی برم))
شغل خواستکاری
یک روز قصابی به خواستگاری دختری می رود. از او می پرسند :((شغلت چیست؟))
جواب می دهد :((مغازه فروشی لوازم یدکی گوسفند دارم))
سوغات جدید
کسی از مسافرت برگشته بود پرسیدند:((از مسافرت چی آوردی؟))
جواب داد:(( تشریف))
اصول حرفه ای
دزد:((باور کنید من بی گناهم قربان))
قاضی:((برای بی گناهی ات شاهد هم داری؟))
دزد:((نه آخر من هیچ وقت موقع دزدی با خودم کسی را نمی برم))
+ نوشته شده در شنبه سوم دی ۱۳۹۰ ساعت 15:12 توسط سعیدسرمیلی
|