|
آشنایی اجمالی با آریه های ادبی دوره راهنمایی |
گردآوری و تنظیم: سعید سرمیلی
مدرسه راهنمایی محلاتی
نهاوند
سالتحصیلی:91-1390
در ادبیات فارسی آرایه های ادبی یا صناعات ادبی یا صنایع ادبی بکار بردن فنون است که رعایت آنها بر جلوه ها و جنبه های زیبایی و هنری سخن می افزاید
بی شک هر کسی از((سخن فصیح و بلیغ ))لذت می برد و تحت تایثر قرار می گیرد. دانشی که از چگونگی ایجاد این گونه سخن و صنایع ( آرایه ها)آن گفت و گو می کند علم بدیع خوانده شده است بدیع درلغت به معنی تازه است و صنایع بدیعی کلام را طراوت و تازگی می بخشد
آنچه به عنوان جان بخشی به اشیا در فارسی دوم آمده است آنیمیسم یا جان دار انگاری نامیده می شود و یاد گاری است از تفکر بشر قدیم که برای او همه چیز جان دار بوده است.
چون : پاییز با طبیعت و داع می کند آسمان هم سخاوتمند می شود زمستان از راه می رسد و کوله بارش را بر زمین می گدارد و... همگی آرایه تشخیص هستند. در این بیت نیز حافظ از جان بخشی استفاده کرده است:
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
گاه با نسبت دادن عمل حالت یا صفتی انسانی به یک غیر انسانی به آن جلوه انسانی ببخشیم آدم نمایی شکل می گیرد.
طعنه بر طوفان مزن ایراد بر دریا میگرد بوسه بگرفتن ز ساحل موج را دیوانه کرد
دیوانگی و بوسه گرفتن به موج نسبت داده شده است و طبیعتا بوسه گرفتن موج بوسه دادن ساحل را به همراه دارد. پس در مصراع دوم به ساحل و. موج حالت و رفتاری انسانی نسبت داده شده است
تشبه همانند کردن چیزی به چیز دیگراست به شرطی که ویزکی های مشترک بین آن ها وجود داشته باشد تشبه چهار رکن دارد که ارکان تشبه نامیده می شود :
1-مشبه: چیزی که قصد تشبه کردن آن را داریم.
2-مشبه به:چیزی یا کسی است که مشبه را به آن تشبه کرده ایم.
3-ادات تشبه: کلمه ای که نشان دهنده ی پیوند شباهت است(مثل-مانند-چون و...)
4-وجه شبه: ویزگی مشترک بین مشبه و مشبه به است.
گرت ز دست برآید چو نخل باش کریم ورت ز دست نیاید چو سروباش آزاد
تو(مشبه) نخل(مشبه به) چو(ادات تشبه) کریم(وجه شبه)
تو(مشبه) سرو(مشبه به) چو(ادات تشبه) آزاد(وجه شبه)
نکته1:تشبیهی که درآن ادات تشبهو وجه شبه حذف شده باشد((تشبیه بلیغ)) نامیده می شود که رساترین و موثرترین تشبیهات است:(تشبه بلیغ زیباترین تشبه است).
مثال:
دلش سنگ است.
مشبه مشبه به
تو سرو جویباری تو لاله ی بهار
مشبه مشبه
نکته((مشبه))و((مشبه به)) طرفین تشبه نام دارد. که در تمام تشبیهای حضوردارند اما ((ادات تشبه))و((وجه شبه))می توانند دریک تشبه حذف شود. که در این صورت تشبه با داشتن وجه شبه به آن تشبه می کنیم.
مثال:دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی عجب است اگر نگردد که بگردد آسیایی
نکته2:در تشبه همیشه وجود وجه شبه در ((مشبه به))قویتر و بارزتراست که ما ((مشبه))را در داشتن وجه شبه به آن نشبه می کنیم.
نکته3:هر چه ارکان تشبه کمتر باشد تشبه ادبی تر است.(البته داشتن مشبه و مشبه به الزامی است)
نکته4:هر گاه در تشبه بلیغ یکی از طرفین تشبه(مشبه یا مشبه به)به دیگری اضافه (مضاف الیه)شود. به آن ((اضافه ی تشبیهی))یا((تشبیه بلیغ اضافی))می گویند.
مثال:صبح امید که بد معتکف پرده ی غیب گو برون آی که کار شب
اضافه ی تشبه اضافه ی تشبیه
توضیح:امید به صبح تشبه شده و غیب به پرده.
نکته2:اضافه ی تشبیهی ترکیب اضافی است که درآن مشبه-به-مشبه به یا بر عکس یعنی مشبه به - به –مشبه اضافه می شود:
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد
اضافه ی تشبیهی اضافه ی تشبه
درخت (مشبه به)- دوستی (مشبه) نهال (مشبه به)-دشمنی(مشبه)
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
اضافه ی تشبیبهی
چشم(مشبه)-نرگس(مشبه به)
استعاره در لغت به معنی عاریت خواستن و به عاریت گرفتن است ودر اصطلاح ادبی استعاره تشبیهی است که در آن یکی از دو طرف تشبیه یعنی مشبه یا مشبه به را ذکر کنند و قصد آن ها مورد حذف شده باشد و از این جهت استعاری را به دو دسته تقسیم می کنند:
غمی بود رستم بیازید چنگ گرفت آن برو یال جنگی پلنگ
استعاری از سهراب
استعاره ی مکنیه:استعاره ای است که در آن مشبه به حذف می شود اما مشبه ذکر می شود و به جای مشبه به یک یا چند ویزگی مشبه به ؛آورده می شود:
کس چو حافظ نگشوداز رخ اندیشه نقاب تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
رخ اندیشه(اندیشه:مشبه- به انسان تشبیه شده است اما به جای انسان که مشبه به است یکی از اعضای او یعنی رخ آورده شده است. هم چنین است زلف سخن که به این استعاری ها اضافه ی استعاری نیز می گویند: اضافه هایی مثل: چنگال اجل – دامن شب
مجاز ضد حقیقت است به کار بردن وازه ای است در معنی غیر حقیقی و غیر اصلی خود (حیقیقت:به کاربردن لفظ در معنی حقیقی خود)مثال:
فلانی دردزدی دست دارد. فلانی دست خود را برید
حقیقی مجازی
طاقت سر بریدنم باشد وزحبیبم سربریدن نیست
حقیقی مجازی(قصد- تصمیم)
نکته:برای اینکه وازه ای در غیر معنی حقیقی به کار رود باید بین معنی حقیقی و مجازی مناسب ورابطه ای وجود داشته باشد که در اصطلاح ادبی به آن ((علاقه)) می گویند که انواع مختلف دارد
کنایهدر لغت به معنی پوشیدن سخن گفتن است و در اصطلاح ادبی سخنی است که دارای دو مفهوم و معنی باشد یکی معنی نزدیک و دیگری معنی دور که منظور گوینده معنی دور آن است:
چنین است رسم سرای درشت گهی پشت به زین گهی زین به پشت
کنایه
از مکافات عمل غافل مشو گندم از کندم بروید جو ز جو
کنایه
نکته:کنایه معمولا به صورت جمله یا ترکیب به کار می رود.
ایهام در لغت به معنی به گمان ووهم افکندن است و در اصطلاح ادبی آن است که در نثر یا شعر وازه ای بیاورند که دارای دو معنی باشد یکی معنی نزدیک ودیگری معنی دور از ذهن و خوانندن با توجه به معنی نزدیک وازه متوجه معنی دور آن گردد:
من لاله ی آزادم خودرویم و خودبویم در دشت مکان دارم هم فطرت آهویم
خودروایهام دارد (خودم روییده ام – یا- به مراقبت و نگه داری کسی نیاز ندارم)
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
برآید ایهم دارد (ماه طلوع کند- یا- برایم امکان پذیر باشد
تضاد یا مطابقه و طباق در لغت به معبی دوچیز را در برابر هم قرار دادن است و در اصطلاح ادبی آن است که وازه های ضد یک دیگر را در شعر یا نثر بیاورند به صورتی که موجب زیبایی و لطافت جمله شودک
آن همه ناز و تنعم که خزانمی فرمود عاقبت در قدم باد بهارآخر شد
((همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایی بنوازد آشنا را))
که در شعر شهریار بیتی از غزل حافظ را تضمین کرده است.
نکته:بیت یا مصرع و آیه مورد نظر حتما باید داخل گیومه قرار گیرد.
تضمینی از قرآن:
بهر این فرمود رحمان ای پسر ((کل یوم هو فی شان )) از پسر
هر گاه وجود حالتی یا صفتی را برای کسی یا چیزی بیان کنیم که محال یا بسیاری غیر عادل باشد اغراق پدید می آید
اغراق مناسب ترین اسباب برای تصویر یک دنیای حماسی است بنابراین از آن در شاهنامه و آثار حماسی دیگر بسیار شده.
مثال:بگذارتا بگریم چون ابر دربهاران//کز سنگ ناله خیزه وقت و داع یاران
مانندابربهار گریستن و گریه ی در آلودی که حتی سنگ را هم به ناله وا می دارد بیانی آمویخته به اغراق است.
شود کوه اهن چون دیای آب اگر بشنود نام افراسیاب
آوردن کلماتی در پایان جمله های نثر که در وزن یازحرف یا حرف آخر یا هر دو (وزن و حروف آخر ) با هم یکسان باشد.
نکته1:سجع در کلامی دیده می شود که حداقل دو جمله باشد یا دو قسمت باشد
نکته2:سجع باعث آهنگین شدن نثر می شود به گونه ای که دو یا چند جمله را هماهنگ سازد.
نکته3:سجع در نثر حکم قافیه در شعر را دارد.
نکته4:اگر در پایان جمله ها کلمات تکراری وجود داشته باشد سجع پیش از آن می آید.
مثال:الهی اگر بهشت چون چشم و چراغ است بی دیدار تو درد و داغ است
توجه:به نثر مسجع نثر آهنگین نیز می گویند.
تونه مثل آفتابی کهحضوروغیبتافتد دگران روندوآیندهو تو همچنان که هستی
آوردن وازه های که جهانی با هم تناسب داشته باشد که این تناسب ممکن است از جهت نوع –زمان-مکان-همراهی-مشابهت و ........ باشد:
ابرو باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو به کف آری و به غفلت نخوری
بیستون کندن فرهاد نه کاری است شگفت شور شیرین به سر هر که فتد کوه کن است
نکته:تناسب میان کلمات می تواند از نظر جنس – نوع- مکان- زمان- همراهی و....باشد.
نکته:بیشترین کار برد مراعات نظیر در شعر است اما گاهی در نثر هم دیده می شود.
مثال:رود شاخ گل در بر نیلوفر بر قصد به صد ناز گلنارها
(شاخ- گل- نیلوفروگلنار-مراعات نظیر)
نکته:آرایه های مراعات نظیر ممکن است بین دو کلمه یا بیشتر اتفاق بیفتد.
تلمیحدر لغت به معنی با گوشه ی چشم اشاره کردن است ودر اصطلاح ادبی آن است که شاعر در ضمن ابیات خود اشاره ای داشته باشد بهبخشی از دانسته های تاریخی – اساطیری- آیات- احادیث و...:
چنین گفت پیغمبر راست گوی ز گهواره تا گور دانش بجوی
در بعضی موارد وازه های تلمیح-مراعات نظیرنیز هستند مثل فرعون و موسی در بیت زیر:
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
شاعران برای این که مقصود خود را به بهترین نحو ادا کنند و به کلام خود ارزش و اعتبار ببخشد آیه- حدیث- مصراع و یا بیتی از شاعری دیگررا عینا به عنوان شاهد و دلیلی برای سخنان خود در ضمن کلامشان می آورندکه به این کار ((تضمین)) می گویند.
نکته:به هنگام استفاده از شعر شعرای دیگر هر اندازه شعر تضمین شده مشهور باشد تاثیر در خونندگان بیشتر است.
چه زنم چو نای هر دم زنوای شوق او دم ؟ که لسان غیب خوش تر بنوازد نوا را
((انواع سجع))
الف)سجع متوازن: آن است که کلمات سجع فقط در وزن اشتراک داررند.
مثال:ملک بی دین با طل است و دین بی ملک ضایع
توضیح:هردوکلمه دارای هجای بلند می باشند لذا هم وزن اند.
مثال:محبت را غایب نیست از بهر آنکه محبوب را نهایت نیست.
مثال:طالب علم عزیز است و طالب مال ذلیل.
آوردن کلماتی است در شعر و نثر که از نظر معنی کاملا متفاوت اند اما از نظر شکل ظاهری و تلفظ و گاهی اختلافشان فقط در یک واج است.
((انواع جناس))
الف)جناس تامک آن است که دو کلمه جناس ااز نظر شکل ظاهر و تلفظ کاملا یکسان اما از جهت معنی با هم فرق دارند.
مثال:عشق شوری در نهادما نهاد جان ما در بوته ی سودانهاد
قرارداد
وجود وسرشت
بهرام که گورکی گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گوربهرام گرفت
قبر گود خر
نکته:جناس هم در شعروهم در نثربی کار می رود.
ب)جناس ناقص:جناس ناقص اختلافی – جناس ناقص حرکتی – جناس ناقص افزایشی
مثال:این ره ان زاد راه و آن منزل است مرد رههی اگر – بیاو بیار
آمیختن دو حس است در یک کلام به گونه ای که از یک حس دیگری استفاده شود.و این آمیختگی سبب زیبایی سخن گردد.
مثال:ببین جه می گویم.
توضیح:شما سخن را با حس شنوایی در می یابید اما گویند از شما می خواهد سخن او را ببیند که به این آمیختگی حس ها((حس آمیزی)) می گویند.